در تقاطع استپها و تاریخ
مغولستان، کشوری که بسیاری آن را با امپراتوری باشکوه چنگیز خان، استپهای وسیع و فرهنگ عشایریاش مرتبط میدانند، دنیایی بینظیر در نقشه آسیا است. این کشور کمتراکمترین جمعیت جهان را دارد، جایی که فضاهای وسیع، گویاتر از شهرها هستند.
با این حال، در پشت این تصویر یکپارچه، تنوع قومی-فرهنگی غنی نهفته است که توسط تاریخ، جغرافیا و نزدیکی به تمدنهای قدرتمند شکل گرفته است.

عکس: دیسکاوری-روسیه

عکس: glagol38
این مقاله، مغولستان معاصر را نه تنها به عنوان سرزمین مادری مغولهای خالخا، بلکه به عنوان خانهای برای مردمان متمایز که هر یک در شکلگیری کلی هویت ملی نقش دارند، بررسی میکند.
زمینه جغرافیایی و تاریخی
مغولستان در مرکز شرق آسیا واقع شده است، کشوری محصور در خشکی که از شمال با روسیه و از جنوب، شرق و غرب با چین هممرز است. چشمانداز آن سرودی از قدرت طبیعت است: استپهای بیپایان (یا بهتر بگوییم، داگور تال – استپهای بلند و پوشیده از علف)، رشتهکوههای ناهموار (آلتای، خنتی و خانگای)، بیابانهای باشکوه (گوبی) و دریاچههای زلال (خوسگول، "بایکال مغولی"). این سرزمین از نظر تاریخی شیوه زندگی کوچنشینی را تعیین کرده است – پایدارترین شیوه زندگی در این شرایط.

عکس: گولایتور
از نظر تاریخی، مغولستان مهد امپراتوریهای کوچنشین – شیونگنو، شیانبی و روران – بود. نفوذ آن در قرن سیزدهم به اوج خود رسید، زمانی که چنگیز خان و جانشینانش بزرگترین امپراتوری قارهای تاریخ را ایجاد کردند. پس از فروپاشی آن، مغولستان تحت نفوذ سلسله منچو چینگ قرار گرفت و در قرن بیستم، به دومین کشور سوسیالیستی جهان تبدیل شد که از نزدیک با اتحاد جماهیر شوروی متحد بود. انقلاب دموکراتیک سال ۱۹۹۰ فصل جدیدی را در تاریخ آن گشود.
مردم دولت ساز: مغولان خلخا
خلخا (یا مغولهای خلخا) هسته اصلی ملت مغولستان هستند و حدود ۸۴ تا ۸۵ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. زبان آنها، خلخای مغولی، اساس زبان دولتی مدرن (الفبای سیریلیک مغولی) را تشکیل میدهد. این فرهنگ خلخا است که اغلب با تصویر مغولستان مرتبط است.

عکس: تراول اسک
فرهنگ و سبک زندگی: شالوده سنتی، دامداری عشایری است. یورت (گر) فقط یک مسکن نیست، بلکه یک الگوی فلسفی و کیهانشناختی از جهان است. «پنج نوع دام» (تاوان خوشو مال) – اسب، گوسفند، بز، گاو (و گاومیش) و شتر – اساس اقتصاد و رژیم غذایی را تشکیل میدهند.
شخصیت ملی: استقامت، مهماننوازی (اوچلالا)، احترام به بزرگان و طبیعت، رکگویی و عزت نفس ارزشمند هستند.
دین: دین غالب، بودیسم تبتی (مکتب گلوک) است که عمیقاً با باورهای شمنی باستانی (bөө mөrgөl) در هم تنیده شده است. پس از دههها آزار و اذیت، زندگی مذهبی در قرن بیستم شاهد احیای مجدد بوده است.
هنرها: سنتهای غنی داستانسرایی حماسی (اولیگر)، آوازخوانی با گلو (خومی)، نواختن مورین خور (سازی زهی با سر اسب) و نقاشی ملی (زوراگ مغولی).

عکس: تراول اسک
مردم بومی مغولستان: حفظ هویت
علاوه بر خلخا، دیگر گروههای قومی مغولی زبان با تاریخ، گویشها و ویژگیهای فرهنگی خاص خود رسماً در مغولستان به رسمیت شناخته شدهاند.

عکس: تراول اسک
مغولهای غربی (اویراتها): این یک نام عمومی برای گروهی از مردم است که عمدتاً در بخش غربی کشور زندگی میکنند. تاریخ آنها با خانات جونغار مرتبط است.
درباتها، بایاتها، زاخچینها، تورگوتها و اولتها در اووس ایماگ و دیگر مناطق غربی زندگی میکنند. آنها گویش اویرات، سنتهای حماسه ژنگار و عناصر منحصر به فرد لباس و آواز را حفظ کردهاند.
خوتونها: نوادگان مردمان ترک که زبان مغولی را پذیرفتهاند و اسلام سنی را پیروی میکنند. آنها عمدتاً در اوف زندگی میکنند.

عکس: وی کی
مغولهای شمالی:
بوریاتها: آنها در مناطق شمالی (خوسگول، سلنگه) زندگی میکنند. زبان و فرهنگ آنها نزدیک به بوریاتهای روسیه است. آنها به طور فعال سنتهای شمنی را در کنار بودیسم حفظ میکنند.

عکس: ویکی پدیا / آرکادی زاروبین. اثر شخصی
دارختها: یک گروه قومی متمایز در استان خوسگول، که از نظر تاریخی به شکار و پرورش گوزن شمالی مشغول بودهاند. آنها ویژگیهای مغولی و ترکی را با هم ترکیب کردهاند.

عکس: دیسکاوری-روسیه
گروههای شرقی و جنوبی:
خامنیگانها (اونکهای مغولی زبان): مردمی با ریشه تونگوزی-مانچو که زبان مغولی و شیوه زندگی کوچنشینی را پذیرفتهاند. آنها در شرق کشور زندگی میکنند و به طور سنتی شکارچی هستند.

عکس: تراول اسک

عکس: ویکیپدیا / کویزومیبیاس. اثر شخصی
اوریانخای (تووانیها): مردمی ترکزبان که به طور فشرده در منطقه تسنگِل سوم (بایان-اولگی) زندگی میکنند. فرهنگ، زبان (تووانی) و آوازخوانی گلوی آنها شبیه به تووا (روسیه) است.

عکس: russian7

عکس: nationalpolitics.rf

عکس: nationalpolitics.rf
اقوام ترک مغولستان
در غرب دور، در کوههای بایان-اولگی، عمدتاً مردمان مسلمان ترکتبار زندگی میکنند که حدود ۵٪ از جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
قزاقها: بزرگترین اقلیت ملی. آنها زبان، اسلام و سنتهای پر جنب و جوش (بازیهای ملی مانند بیگه و کپار، هنر زینتی و موسیقی) را حفظ کردهاند. آنها به خاطر برکوتچی (bүrkіtshі) خود – شکارچیانی با عقابهای طلایی – مشهور هستند.

عکس: ویکی پدیا / شکارچیان آلتایی. کار شخصی
خوتونها و اوریانخایها (تووانیها): همانطور که در بالا ذکر شد، آنها نیز به گروه ترک تعلق دارند (خوتونها از نظر زبان جذب شدهاند، اما ریشههای ترکی خود را حفظ کردهاند).

عکس: پیکابو
عکس: پیکابو
جمعیتشناسی مدرن و چالشهای آن
مغولستان در حال حاضر در حال گذار جمعیتی پیچیدهای است. تقریباً نیمی از جمعیت (تقریباً ۱.۵ میلیون نفر از ۳.۴ میلیون نفر) در پایتخت، اولانباتور، زندگی میکنند که چالشهای شهرنشینی را ایجاد میکند: مسائل زیستمحیطی، فشار بر زیرساختها و به حاشیه راندن عشایر سابق در مناطق روستایی.

عکس: everyday.sumy
برای مردمان بومی، چالشهای اصلی عبارتند از جذب شدن در جامعه، مهاجرت جوانان به شهرها و لزوم حفظ زبان و شیوه زندگی سنتی خود در بستر جهانی شدن. سیاست دولت بر حمایت از تنوع فرهنگی، آموزش زبانهای اقلیت در مدارس و توسعه گردشگری قومی متمرکز است.

عکس: ویکیپدیا / زازا مغولستان. اثر شخصی
نتیجهگیری: وحدت در عین کثرت
مغولستان به هیچ وجه یک کشور تک قومیتی نیست. این کشور یک موجود زنده است که در زیر «آسمان آبی ابدی» (مونخ خوخ تنگر)، نوادگان فاتحان بزرگ و حافظان سنتهای باستانی ترکی، راهبان بودایی و شکارچیان عقاب مسلمان، گلهداران استپ و شکارچیان تایگا در کنار هم زندگی میکنند.

عکس: استنا
هویت مدرن مغولی بر دو پایه بنا شده است: یک بنیان فرهنگی مشترک مغولی (زبان، تاریخ چنگیز خان، میراث عشایری) و به رسمیت شناختن ارزش هر صدای قومی منحصر به فرد در این گروه کر چندصدایی.

عکس: گریترگو
همین درهمتنیدگی است که مغولستان را نه فقط به یک قلمرو جغرافیایی، بلکه به یک تمدن استپی بینظیر تبدیل میکند که سفر خود را تا قرن بیست و یکم ادامه میدهد.

